92/10/15
تعداد نظرات:0
08:40
شماره مطلب:139210151368
-A A +A

تبليغات چراغ جادوي رسانه / غول چراغ جادوي رسانه در تشویق فرزندآوری گم شده است!

متأسفم که بگويم رسانه ما که چراغ جادوي تبليغات را در دستان خود دارد ، غول چراغش را براي فرزندآوري بيشتر در زنداني حبس کرده است که دست هيچ آرزومندي به آن نمي رسد !‌

وقتي صحبت از رسانه و کارکردهاي آن مي شود مهم ترين نکته اي که به ذهن مي رسد بحث جامعه پذير کردن، برقراري ارتباط و انتقال فرهنگ است. کارکردهايي که مي توان براي آن درصد بالايي از موفقيت را در نظر گرفت و بدون اغراق گفت: رسانه مهم ترين وسيله اي است که قدرت آن را دارد تا با کمترين هزينه هاي زماني، مهم ترين خواسته هاي دولت ها را در موضع گيري هاي ملي سياسي، اجتماعي،اقتصادي و به ويژه فرهنگي با مردم در ميان گذاشته و يا به جامعه تزريق کند.

 چيزي که اين استعداد و توانايي را به رسانه بخصوص رسانه هاي صوتي و تصويري در حوزه فرهنگ و فرهنگ سازي مي هد اين است که ذات عملکرد رسانه ها متأثر از فرهنگ جامعه است از اين رو با بازتوليد فرهنگ هاي فراموش شده، ارزش هاي کم رنگ شده و يا در خطر؛ مي تواند ذائقه مردم را نسبت به هر چيزي عوض کند.

 اين در حالي است که صاحبان و اصحاب رسانه اگر نتواند از استعداد و توانايي اين پديده به خوبي استفاده کنند، پيام هاي انتقال يافته از سمت آن مي تواند با چيزهاي کم اهميت و بي ارزش ذهن مخاطب را درگير کرده و حتي در جهت خلاف نياز جامعه حرکت دهد.

يکي از ابزارهاي رسانه براي نهادينه کردن و يا جايگزين کردن ارزش ها و نيازهاي فرهنگي بحث " تبليغات" است در واقع مي توان گفت: تبليغات موتور محرک جامعه به سمت و سوي هدف سياست گذاران رسانه است. تبليغات کوتاه راهي است که مي تواند در ابعاد گسترده جامعه هدف را هماهنگ و در بازه زماني  نزديک به سر منزل مقصود صاحبان پيام برساند.

در اين راستا با توجه به ويژگي هاي منحصر به فرد تلويزيون که مهم ترين آن ترکيب تصوير و صوت، رنگ و حرکت و از همه مهم تر کوتاهی فیلم های تبلیغاتی، تکرار و ساعات طولاني استفاد مخاطب از محتواي برنامه هاي آن است مي توانيم بگوييم: تلویزيون به عنوان ابررسانه اي که عموم مردم به آن دسترسي دارند در اقليم رسانه ها " پادشاه تبليغات" است.  

تأثيرگذاري رسانه در بعد تبليغات تا به حدي است که بسياري از شرکت ها و کارخانجات راضي هستند محصولات مختلف خود را با هزينه هاي گزاف به معرض تبليغ قرار دهند و در اين راستا شرکت هاي مختلف تبليغاتي دست به کار فرهنگ سازي در ابعاد مختلف مصرف گرايي، مد گرايي، حتي متأسفانه هدايت جامعه به سبکي خلاف سبک زندگي ايراني – اسلامي شده اند.

 يکي از دلايل  مهم جايگاه تبليغات تلويزيوني در ايران و تأثيرگذاري زياد آن بر مخاطب اين است که هنوز در کشور ما با وجود ابررسانه هاي نوين، تلويزيون در جمع خانواده جايگاه خود را حفظ کرده است و مخاطب هاي بيشماري را در بين خانواده هاي ايراني دارد.

شرکت ها و کارخانجات محصولات مختلف با در نظر گرفتن اين ويژگي حاضر به هزينه گزاف تبليغات تلويزيوني شده و شرکت هاي تبليغاتي با در دست داشتن ذائقه هاي مردم و يا بر اساس الگوهايي کاذب و وارداتي محصولات ملي – شما بخوانید وارداتی- را در سطح وسيع تبليغ مي کنند.

از رموز موفقيت فيلم هاي تبليغاتي مي توان به کوتاه بودن، تکرارشدن، موزيکال بودن، شعرگونه بودن و ... آنها که حتي کودکان را هم محسور خود مي کند اشاره کرد.

اين ويژگي منحصر به فرد فيلم هاي تبليغاتي همانطور که مي تواند و توانسته است در راستاي جايگزين کردن فرهنگ هاي وارداتي و مصرف گرايانه وارد عمل شده و در کارنامه خود متأسفانه در اين زمينه نمراتي با حد نصاب بالا دريافت کند در مقوله فرهنگ سازي و احياي فرهنگ ايراني ناتوان عمل کرده است.

البته نه اينکه توانايي چنين کاري نداشته باشد و يا جامعه ظرفيت پذيريش چنين پيام هايي را نداشته باشد بلکه با توجه هجمه شديد فرهنگي، ذهنيت سازندگان برنامه هاي تبليغاتي هم ناخودآگاه و شايد هم آگاه بر مصاديق فرهنگ هاي غير بومي کار خود را ارائه مي دهند.

در تبليغات تلويزيوني کشور ما متأسفانه از زنان برخلاف ادعاهاي صورت گرفته به صورت کاملا ابزاري و با روند نزولي شخصيت اجتماعي زن از او استفاده مي کنند. اين سوء استفاده مي تواند از صداي او براي خواندن متن تبليغ بصورت همراه با موزيک تا استفاده از چهره و فيزيک زن صورت گيرد که البته با ظرافت خاص و در عين حال نوعي از پوشش آن را با ساير تبليغات کشورهاي در حال توسعه و توسعه يافته غربي متمايز مي کند.

از طرفي در ابعاد ساختار شکنانه مردان را در حال انجام کارهايي مانند شست و شوي ظروف، خريد کالاهايي مانند شوينده ها و ... نشان مي دهند که در واقع مي خواهند تغيير الگوي رفتاري در خانواده هاي ايراني را نشان داده و از تغییرات در مورد سنت هاي به اصطلاح مردسالاري حتي در حوزه انجام وظايف خانه داري صحبت کنند.

در کنار اين موارد ما برخلاف آنچه در جامعه ديده مي شود در اکثر تبليغات شاهد منازل پر زرق و برق و به دور از سادگي و ساده ز يستي که شعار ملي ما است هستيم. در بيشتر تبليغات ما شاهد گفت و گوي مادر و تک فرزندش در حياط يک ويلا، ساحل دريا ... هستيم که گويي سازنده اين تبليغات فراموش کرده است در شهرنشيني خانه بيش از 70 متر را خانه بزرگ مي نامند!!‌

از طرف ديگر مصرف گرايي با شعارهايي کوتاه که به فواصل معين در تبليغات تلويزيوني پخش مي شود گويي يکي ديگر از اهداف رسانه در غالب تبليغات است. مثلا گوينده يکي از تبليغات مي گويد: خانه با خريد و داشتن فلان وسيله ؛ خانه مي شود. در ضمير ناخودآگاه افراد بعد از مدتي اين جاي مي گيرد که اگر درخانه شان فلان وسيله را نداشته باشند قطعا خانه آنها نمي تواند يکي از خانه هاي خوب و موفق باشد!‌

در داشتن ظروف خانه براي آشپزي يکي از عجيب ترين کارهايي که صورت گرفته است و پيامي نامبارک و در واقع توهين آميز براي بانوان ايراني دارد اين است که در تابه ها و قابلمه هاي معمولي غذاها خراب و در تابه هاي منحصر به فرد فلان کارخانه حتي با نداشتن هيچ پيشينه آشپزي مي تواني بهترين و خوشمزه ترين غذاها را تدارک ببيني !!‌ گويي مادران و مادربزرگان ما هميشه تاريخ در نبود اين نوع از تابه و قابلمه که اجي مجي کنان غذا را طبخ مي کند حسرت خوردن غذايي خوشمزه و زيبا بر دلشان مانده است.

يکي ديگر از معضلات خطرناکي که کشور ما را تهديد مي کند و در واقع مي توان گفت: از نتايج نامبارک تبليغات بي برنامه بوده است ، کم شدن ميزان مواليد و رو به پيري رفتن جامعه است. کاري که در بيش از يک دهه چنان بي برنامه انجام شد که حال هر کاري که صورت مي گيرد گويي فقط مسکني براي درد آن است نه راه حلي براي درمانش .

اما متأسفانه با توجه به اينکه اکثر کارشناسان مسائل رسانه، تبليغات، روانشناسان و جامعه شناسان بر ميزان تأثيرپذيري جامعه از تبليغات تأکيد دارند ما هنوز شاهد تبليغاتي هستيم که در آن اعضاي خانواده بيشتر متشکل از زن و شوهر و يا بعد از گذشت چند سال داراي تک فرزند هستند.

در نهايت اگر قرار باشد که سازنده يک تبليغ تمام همت خود را براي نشان دادن يک خانواده به کار گيرد از دو فرزند استفاده مي کند.

متأسفم که بگويم رسانه ما که چراغ جادوي تبليغات را در دستان خود دارد ، غول چراغش را براي فرزندآوري بيشتر در زنداني حبس کرده است که دست هيچ آرزومندي به آن نمي رسد !‌

در حاليکه با توجه به آنچه که در سطور بالا بيان شد قطعا اگر تلويزيون به جاي اينکه زنان را بر سکوي معرفي يک شوينده براي جمع، پشت ميز کار براي در حال خوردن چاي براي رفع خستگي، در حال پياده روي براي لاغر شدن با فلان کفش نشان دهد او را مادر چند فرزند کرده و در کنار يک خانواده پيام معنوي و مادي خود را ارائه دهد قطعا مي توان گفت: تبليغات در رسانه ما نيز برنامه ريزي شده و از روي نياز سنجي هاي مختلف کشور  ساخته مي شوند.

تبليغات درست و در عين حال سياستمدارانه يعني يک تير با چندين نشان ، کارکردي که ساير فيلم ها حتي مستندها و برنامه هاي خاص براي رسيدن به يک هدف قطعا از آن بي بهره هستند چرا که امتيازات گفته شده يک تبليغ تلويزيوني که از چندين شبکه با کوتاه اما تکرار شدني با تنوع تصاوير، صدا و موسيقي، رنگ و ... ارائه مي شود را ندارند.

انتهاي پيام / غ

منیره غلامی توکلی

افزودن نظر جدید

انتشار دیدگاه به معنای تایید آن نیست . نظرات توهین آمیز منتشر نمی شود .
Image CAPTCHA
لطفا کاراکترهای تصویر را در کادر بالا وارد نمایید.